ترانه های روستایی ۴۹

ترانه های روستایی ۴۹

دگر شب شد که دست گیرم عصا را بــــگــــردم دور دنـــــــیای خدا را بــــگــــردم چشمه آبی بجورم بشورم هر دو دست…

بیشتر بخوانید

ترانه های روستایی ۱۴

ترانه های روستایی ۱۴

الف بودم ز عشقت دال گشتم
گلی بودم ز عشقت خار گشتم
گلی بودم میان تازه گلها
ز عشقت بی پر و بی بال گشتم

بیشتر بخوانید

ترانه های روستایی۳۵

ترانه های روستایی۳۵

ســـتم با مو مکن شاخ نباتم

ســـتم با مو مکن تا در حیاتم
سـتم با مو مکن روزی دو صد بار
پشـیمون می شوی بعد از وفاتم

بیشتر بخوانید

ترانه های روستایی۳۳

ترانه های روستایی۳۳

دو چشمم انتظاره ای برادر
دو دستم زیر باره ای برادر
بیا تا سیر سیمایت ببینم
که دنیا بی قراره ای برادر
بیشتر بخوانید

ترانه های روستایی۳۱

ترانه های روستایی۳۱

چه بد کردم که خوردم زهر قاتل
چه بد کردم که دل بستم به جاهل
ندانستم که جاهل بی و فایه
پشیمانی کشم تا روز آخر

بیشتر بخوانید

ترانه های روستایی۲۴

ترانه های روستایی۲۴

سه پنج روزه که دور از نازنینم
گهی در آسمون گه در زمینم
گهی ماهی شوم از قعر دریا
گهی چون حلقه بر دور نگینم
بیشتر بخوانید

ترانه های روستایی ۲۲

ترانه های روستایی ۲۲

گل سرخ و سفید و زعفرانی مرا همراهت ببر گر می توانی مرا همراهت ببر قربان خود کن که شاید…

بیشتر بخوانید

ترانه های روستایی ۲۰

ترانه های روستایی ۲۰

گلی چیدم که هرگز کس نچیده به گلزاری که بلبل کم پریده گرفتم شاخه بی حد بلندی که هرگز دست…

بیشتر بخوانید